اشك شب
یک اتفاق, یک احساس, یک جفت چشم عاشق, یک بغض, یک قطره زلال, قطره اشکی از برای عشق! همون اتفاق, همون بغض, همون اشک , همون احساس, اما این بار همراه سکوت, سکوت یک قلب پر از عشق, عشقی تو دل شب ستاره شده بود, دلی که یه تنهایی سکوت و به وسعت شب! "اشک شب" یک مکان دیگه برای شکستن این سکوت!
? غم? چرا


?چرا غم
لحظه ها مي گذرند, شاديها از ياد ميروند, قشنگيها ميخوابند و درختان هم. زشتيها بهار ميشوند و بهار هم. چرخش سرد و گرم زمين, رقابت بهارهاي زشتيها و زمستانهاي قشنگيها, در لحظه لحظه هاي درونم مي گذرند.
?فکر کردم...چرا غم
در زمستانهاي قشنگ بايد شاد بود چون هنوز قشنگي هست.و در بهارهاي دريده و زشت باز هم شاد باش که اين بهار است
?پس تا بهار هست چرا غم
R.P.
5 Comments:
Blogger اشک غم said...
salam razieh jonakam...ghorbonet...neveshtat mesle hamishe ghashang bod...ama heif kee bazia hanoz bahare zendegishon nashode...harvaght shod ghamo kenar mizaran...booss

Anonymous Anonymous said...
khoobe .. taze be in natije residi ke chera gham ??
chera ?
bikhial
betereko0n
divoone bash :D

Anonymous Anonymous said...
mitunam beporsam manzuret az R.P chie?

Blogger Razy said...
mokhafafe yeki az esmhaame. matnhaayi ke akharesh R.P. daran neveshteye khodaman!
>mitoonam beporsam esme shoma chiye?

Anonymous Anonymous said...
man ke abdollam
oon balaiie toro nemidoonam !!

Links to this post:
Create a Link