اشك شب
یک اتفاق, یک احساس, یک جفت چشم عاشق, یک بغض, یک قطره زلال, قطره اشکی از برای عشق! همون اتفاق, همون بغض, همون اشک , همون احساس, اما این بار همراه سکوت, سکوت یک قلب پر از عشق, عشقی تو دل شب ستاره شده بود, دلی که یه تنهایی سکوت و به وسعت شب! "اشک شب" یک مکان دیگه برای شکستن این سکوت!
undefined undefined ماه undefined
...
منتظرم, منتظر يک صدا که قلبم را آروم کند, دلتنگيها و آشفتگيهايم
را تصلا بده. انتظارم براي اوست که تمام احساسم را چندي براي خود کرد و من رهايش کردم با فرض اينکه فراموشي را خواهم آموخت, اما حالا که خود هيزم آتشي شده ام که زره زره ي وجودم را خواهد سوزاند دانستم که راه را باز هم اشتباه انتخاب کردم ....اما هنوز منتظرم....شايد هنوز در ياد و خاطرش جايي داشته باشم